(م.خ) : *سلام بچه ها!خوبین؟
ما : - بلههههههههههههههههههههههههههههههه...!!!
.
.
.کمی بعد...
*خوب،بریم سراغ درس!خانوم شما از رو بخون تا مام بریم جهت یابی،ببینیم یار در کدامین سوی کره خاکی سیر می کند؟؟؟
- خانوم ببخشید،می شه یک جلسه نقد و بررسی روی این مسئله بدین؟؟؟(با لحنی معصوم و یک جفت چشم عینهو گوسفند که به ایشان زل زده!!!)
*آخی بمیرم برات...تا حالا شهربازی نرفتی!!!اشکال نداره،من پول بهت میدم برو بلیط بخر بیار بده من برم شهر بازی واسط تعریف کنم چه شکلیه!!!
و اما مسئله...نوشته که خانواده حسینی در یک روز تعطیل...
- خانم ببخشید آخه تو یک روز تعطیل چی جوری میشه رفت شهربازی در حالی که جمعیت در حد کنسرو تو دماغ همدیگن؟
*آفرین،سوال خیلی خوبی بود!شما این هفته برو،بعد بیا واس مام تعریف کن!
- رضا و زهرا سوار یک چرخ و فلک به شعاع 20متر می شوند..
*بچه ها میدونین،اینا از اون چرخ و فلک هست که با دست راه می ندازن...
- واقعا؟؟؟!!!
*نه پ(مخفف پس)شوخا!!!
- مسئول چرخ و فلک برای سوار شدن زهرا چرخ و فلک رو 30 درجه به سمت بالا به حرکت در میاره...
*خوب ببینین،یعنی با دست چرخ و فلکو اینجوری می ده بالا...
- می گم خانوم فکر کنم چندتا برادر بسیجی هم اونجا بودن...آخه چرخ و فلک به این عظمتو تکون دادن "گاو نر می خواهد و مرد کهن"
*ممکنه!مگه چرخ و فلک چه قده؟شعاع 20متر...یعنی قطر 40متر...یعنی چندطبقه ساختون؟
- خانوم هرطبقه 3متر و لی شاید خونه یار با بقیه خونه ها فرق داشته باشه!!!
*حالا منو مسخره می کنی؟حیف که زنی...حیف
- نه تو رو خدا،بیام مردم باشم...مثلا مرد بودم چه می کردی؟اووووووووووو...بچه ها این...
*خوب هر طبقه 3متر!ولی من میدونم خونه یار بلندتره!اون قدی که بتونم توش پرواز کنم!!!
- (ما بین خودمون).بچه ها می گم اوضاع صندوق تعاون چی جوریه؟
_ واسه چی می خوای؟؟؟
- بابا مگه قرار نبود یک تردمیل بخرین واسش؟این بدبخت فکر کرده : 1.یارش برمیگرده با این عظمت هیکل...2.فکر کرده می تونه پرواز کنه!بچه ها،این دیگه از دست رفت فکر میکنه باربی قرن 21!(این جمله تلمیح به کارتون هورتون وختی که می خواد از رو پل چوبی رد بشه داره!!!خدا بخیر کنه..)
*بگذریم...هر طبقه 3متر،پس مدرسه شما که 3طبقه می شه...20متر...2تا 20تا می شه 60 متر...
درسته...بچه ها این است عظمت چرخ و فلک ملی!بچه ها می دونین این از اون چرخ و فلک هاس که با موتور کار می کنه و من از شماها تعجب می کنم که می گین اینا با دست کار می کنه...
- ولی خانوم شما خودتون...
*من چی؟؟؟ها چیه؟چیه؟ کم آوردی جواب بده...جواب بده...
- (ما دوبار بین خودمون)ولش کنین بچه ها!این الان منتظر یاره!اعصاب مصاب نداره یکی یکیمونو سوار چرخ و فلک می کنه بعد شروع می کنه به چرخوندنش اون وقت براساس نیروی گریز از مرکز همه می ریم آن جا که عرب نی انداخت!!!