بای بای

سلام!

راستش وقت نشد از همه خداحافظی کنم! ببخشید! اگه بتونم قبل از ماه رمضون برگردم, یه goodbye party حتما می گیرم!

فقط خواستم بگم سعی می کتم هیچ کدومتونو فراموش تکتم!

امیدوارم یه حسه متقابلم از طرف شما وجود داشته باشه!

کاره دیگه ای ندارم!

بای ! بای!

=========================================

با اجازه پابرهنه خانوم می نویسه:

جای خالیتو هیچ وقت پر نمی کنیم! 

...

سلام بچه ها!رمز مطلب اسم سلطان قلب هاست!
ادامه نوشته

!!!!!

سلام بچس!!!!!   میگم یه خرده بی خیال پست قبلی بشین!!!!!!  آخه همش از افواه عموم بود ها.....!!!!  من هر روز دارم یه شایعه جدید میشنوم.... واقعیت رو بعدا خودشون تو روزنامه ها میزنن!!!!!  

راستی بچس کنکوری چه کردن؟؟؟!! ازچندتاشون پرسیدم مث اینکه خوب داده بودن خوش بختانه....

تسلیت فراوان

سلام بچه ها...منم از طرف خودم درگذشت ناگهانی خانم تاجیک رو تسلیت میگم...

پابرهنه جان...امروز یعنی ۴شنبه ۱۶تیر ، مراسم هفتم ایشون هست....من فکرکردم قضیه قتل ایشون یه شایعه بیش نباشه ولی دیشب شنیدم و تقریبا مطمئن شدم....

طبق شنیده ها جسد ایشون رو در دیزباد پیدا کردن....حالا جزئیات رو نمی گم... ولی به قول تو برای سرقت جواهرات ایشون بوده.....یکی رو هم بهش مشکوک شدن مثل اینکه بازداشتش کردن....

حالا به نظرم بهتره نگم کیه اون شخص ، چون اگر یه وقت ایشون بیگناه باشه اسمشون بد درمیاد.... تا ببینیم قضیه به کجا میرسه.... 

امیدوارم خدا خودش به فرزند ایشون طاقت تحمل این مصیبت رو عطا کنه ، میدونین....خیلی سخته....

                            تاکید کنم اینا شنیده های من بودن.....شنیده ها....!!!!

منم هنوز تو شوکم.....منم فکر نمی کردم مرگ اینقد به آدم نزدیک باشه.... نخندین ولی با شنیدن هر خبر مرگ یه دلهره ی خیلی عجیبی تو دلم میفته....دائم فکر میکنم اگه نفر بعدی من باشم چی...؟؟؟!!!

انــــــا لله و انــــــا الیه راجعـــــــــون

سلام و خسته نباشید!

خبر فوت ناگهانی سرکار خانم تاجیک مسئول آزمایشگاه نه تنها من  بلکه همه ی بچه ها رو غافلگیر کرد!

هیچ وقت فکر نمی کردم مرگ انقدر به آدم نزدیک باشه. چقدر خوبه آدم تا وقتی تو این دنیاست خوب زندگی کنه و از این بهتر اینه که آدم خوب بمیره!

مثل اینکه ایشون چند روز قبل به طور ناگهانی مفقود شدن و چند روز بعدش جنازه شون در یکی از بیابان های اطراف پیدا شده... که احتمالا انگیزه ی اون افراد سرقت بوده!

چقدر تاسف داره که آدم مادر یک بچه رو به خاطر سرقت بکشه... امیدوارم خدا به فرزندشون صبر بده...

متاسفانه من این چند روز شمال بودم و الان فهمیدم این اتفاق افتاده و هنوز تو شوکم!

اگه کسی خبری از مراسم ایشونداشت لطف کنه تو وبلاگ بنویسه

خدا بیامرزتشون

دوباره از اول!....ما میتونیم

سلام بروبکس خودمون...

خیلی وقت بود که نبودم،بالاخره سر آدم شلوغ میشه دیگه...

بگذریم!

با حرف ماموت موافقم خراب کردین بچه ها!ولی با کنار کشیدن هیچ کاری درس نمیشه!

روزی که اومدیم و یه وب زدیم قرار بود هیش کی نتونه خرابش کنه،ولی بالاخره توی هرجایی آدمایی پیدا میشن که نمیتونن رابطه خوب بقیه رو ببینن...وتو وب مام همچین کمم نبودن...

از همون اول معلوم بود که فقط و فقط تنها قصدشون اینه که رابطمونو خراب کنن،که بچه ها رو بندازن به جون هم...

و متاسفانه باید بگم موفقم شدن و دلیل این که میبینین دیگه زیاد نمیان واسه این که مطمئن شدن که موفق شدن!

همین جا ازتون خواهش میکنم هر اتفاقی که افتادو فراموش کنین و بیاین دوباره از صفر شروع کنیم!

خودمون میتونیم کاری بکنیم که همه چی مثه اولش بشه و نذاریم یک عده کله خر() دوباره خرابش کنن!

پس نذارین که ...

چون بعد چند وقت می فهمیم که چه اشتباهی کردیمو این روزارو از دست دادیم! دوستیمون چیزی نیس که همون عده کله خر بتونن بهمش بزنن!

به همه روزامون با میگو در میدان جنگ و اصل پرد طائولی و تخم مرغ شترمرغ و خیلی اغراق آمیز و ... و از همه مهمتر سلطان قلب ها فک کنین و ....

همه اهالی جنبش تریکودینا دوباره از اول!